قديس دومينيك1 در 1170، در كالروگا2، در بخش بورگُس زاده شد. وي در پالنسيا تحصيل كرد و سپس به سلك راهبان اوگوستيني كليساي جامع اوسما درآمد. از 1205 تا 1215، از طرف پاپ اينوسان سوم مأموريت داشت تا در ميان آلبيگاييان لانگدوك به تبليغ بپردازد. اين كار در 1214، يا پيش از آن، او را به فكر ايجاد يك فرقهٴ ديني انداخت كه مهمترين هدفش تبليغ و آموزش انجيل مسيح در ميان كافران و مرتدان باشد. سازمان او در 1215، با ملاحظاتي مورد تصويب پاپ اينوسان سوم قرار گرفت، سال بعد كاملتر شد، و سرانجام، به وسيلهٴ منشور جامعي در 1218، رسماً تصويب گرديد. كاميابي فرقه آني و عظيم بود و مقارن وفات قديس دومينيك در 6 اوت 1221، در بولونيا، نفوذ آن تقريباً در سراسر اروپا احساس ميشد.
درك آرمان دومينيكي سادهتر از فرانسيسي بود، از اين رو، تاريخ دومينيكيان كمتر از فرانسيسيان با مشكلات روبهرو بوده، هرچند به هيچ روي از دگرگوني و تغيير بركنار نمانده است. مسئلهاي كه فرانسيسيان بارها آن را تأكيد ميكردند مسئلهٴ فقر بود، نه فقط فقر فردي بلكه فقر جمعي، كه قديس فرانسيس هم در آن مورد اصرار داشت. از نظر دومينيكيان اين موضوع به مراتب اهميت كمتري داشت. در 1425، به برخي صومعههاي دومينيكي اجازه داده شد تا اموالي داشته باشند، و از 1475، اين اجازه شامل تمام فرقه شد و بدين ترتيب آنان از سوٴال و دورهگردي معاف شدند. با درنظر گرفتن هدف آنان بديهي است كه دومينيكيان در رشد دانشگاههاي قرون وسطا و تنظيم اصولي فلسفهٴ مسيحي نقش مهمي ايفا كردند. كافي است كه فقط از دو تن از بزرگترين دومينيكيان سدهٴ سيزدهم، نام ببريم: آلبرت كبير و قديس توماي آكويني. سازمان دادن محكمهٴ تفتيش عقايد هم اساساً كار دومينيكيان بود (از اين جا لقب ((تازيانههاي خداوند))3 به آنان داده شد).
نخستين فرقهٴ قديس دومينيك در 1215 (يا 1218)، تأسيس شد. با اين حال دومين فرقه قديميتر بود، و آن صومعهاي بود براي زنان تارك دنيا كه قديس دومينيك در حدود 1206، در نزديكي تولوز تأسيس كرد و سومين فرقه مربوط به سدهٴ پانزدهم است.
مهمترين گروههاي دومينيكي اوليه متعلق به پاريس و بولونيا بود. دومينيكيان پاريس را برادران حضرت يعقوب و دومينيكيان بولونيا را برادران حضرت نيكولاس ميناميدند.
دومينيكيان در حدود سال 1217، در پاريس، مستقر شدند و خيلي زود كوشش خود را براي كسب كرسي الهيات در دانشگاه آغاز كردند. آنان تا 1229 توفيقي نيافتند، تا آن كه با اعتصاب معلمان غيرديني نخستين فرصت را به دست آوردند؛ و در 1231، دومين كرسي را